امام حسن مجتبی (علیه السلام) - emam hasen mojtaba

emam hasen mojtaba - امام حسن مجتبی (علیه السلام)



صندوق پیام 0   |  پرينت   |  بازدید:160


حسن بن علی بن ابی طالب دومین امام شیعه و فرزند امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س) است که در ۳۷ سالگی به امامت و خلافت رسید و در سال ۴۱ه‍.ق. با معاویه صلح کرد. دوره حکومت وی شش ماه و سه روز بود. پس از صلح، به مدینه رفت و ده سال در مدینه بود تا اینکه به شهادت رسید و در مدینه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

عهده داری دو وظیفه سنگین امامت و خلافت، و ایفای نقشی حائز اهمیت در ایجاد و حفظ همبستگی میان مسلمانان و جلوگیری از افتراق، که در نهایت منجر به تن دادن امام به صلح با معاویه شد، تصویری کلی از شخصیت استوار و بردبار وی به دست می‌دهد. دوران خلافت و صلح امام با معاویه از مهم‌ترین رخدادهای حیات ایشان و نیز صدر اسلام بود که هم در زمان خود اسباب اتحاد گشت و هم به مثابه آموزه‌ای دینی-اخلاقی در طول تاریخ مسلمانان، خاصه شیعیان، بر چگونگی رویکرد به برخی مفاهیم اساسی مانند اقتدار، جنگ و صلح، تأثیر نهاد.





معرفی

نسب

حسن بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم، هاشمی و قرشی است. او نوه محمد بن عبدالله از فاطمه(س) است. پدر وی امیرالمؤمنین علی(ع)، نخستین امام شیعیان است. حسن(ع) اولین فرزند امام علی(ع) و فاطمه(س) است

ولادت

امام حسن علیه السلام در مدینه به دنیا آمد.[۲] بنابر مشهور تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است.[۳] البته برخی روایات و منابع تاریخی تولد وی را سال دوم هجرت دانسته‌اند.[۴]

پس از تولد، پیامبر در گوش او اذان گفت[۵] و در هفتمین روز ولادتش گوسفندی را عقیقه کرد.[۶]

نامگذاری

بنابر روایات، هنگام تولد امام حسن محتبی، خدا به جبرئیل فرمود برای محمد (ص) پسری متولد شده، به نزد وی رو، سلام و تهنیت رسان و بگو: به راستی که علی نزد تو به منزله هارون است نسبت به موسی؛ پس او را به نام پسر هارون نامگذاری کن. جبرئیل آمد و از سوی خدا به پیامبر (ص) تهنیت گفت و اظهار داشت: خداوند تو را مأمور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذاری. رسول خدا(ص) پرسید: نام پسر هارون چیست؟ عرض کرد: «شبّر». فرمود: زبان من عربی است. گفت: نامش را «حسن» بگذار، و رسول خدا (ص) او را حسن نامید.[۷]

کنیه‌ها

تقریباً در همه منابع کنیه امام حسن «ابومحمد» است.[۸] خصیبی به جز ابومحمد، ابوالقاسم را هم به عنوان کنیه برای امام حسن آورده است. [۹]

القاب

القاب مشترک حسنین به نقل از کتاب القاب الرسول و عترته عبارت‌اند از: سبط رسول الله، ریحانه نبی الله، سید شباب اهل الجنه، قرة عین البتول، عالم، مُلهَم الحق، و قائد الخلق. [۱۰]. ابن ابی الثلج القاب امیر، حجة، کفِیّ، سبط، و ولی را القاب خاص آن حضرت شمرده است.[۱۱] برخی هم القاب دیگری را آورده‌اند، مانند ابن شهرآشوب: «سبط اول، امام ثانی، مقتدی ثالث، ذکر رابع، و مباهل خامس».[۱۲] جز اینها، نام‌ها و القاب بسیاری در منابع شیعی می‌توان جست. مجتبی، زکی، تقی و کریم اهل بیت از القاب معروف ایشان نزد شیعیان است. ابن طلحه شافعی مشهورترین لقب امام را «تقی» و والاترین لقب او را «سید» ذکر کرده است، به این دلیل که پیامبر فرمود: «انَّ ابنی هذا سیّدٌ».[۱۳]

همسران و فرزندان

همسران

نوشتار اصلی: همسران امام حسن

درباره تعداد دفعات ازدواج امام حسن و تعداد همسران آن حضرت روایات زیادی ذکر شده است.[۱۴] برخی تعداد همسران آن حضرت را در زمان پدرش هفتصد، [۱۵] برخی سیصد، [۱۶] برخی دویست، [۱۷] برخی نود[۱۸] و برخی هفتاد نفر [۱۹] شمرده‌اند. این ارقام مبالغه‌آمیز درباره تعداد همسران آن حضرت با آنچه در منابع معتبر درباره نام همسران و فرزندان ایشان آورده‌اند، تناسبی ندارد. [۲۰] مورخان با تمام تفحصی که در زندگی ائمه داشتند، فقط از نام و نشان هجده همسر گزارش داده‌اند که از این تعداد نام پنج نفر مشخص نیست و فقط نام قبیله‌شان وجود دارد

فضیلت امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص)

در منابع شیعی و سنی روایات قابل توجهی درباره شأن و جایگاه امام حسن مجتبی(ع) نزد پیامبر اسلام(ص) وجود دارد. براء گوید: پیامبر(ص) را دیدم که حسن بن علی روی دوشش بود و در آن حال می‌گفت: خدایا من دوستش می‌دارم، تو نیز او را دوست بدار.[۲۳] در حدیثی دیگری وارد شده است که پیامبر(ص) در حالی که حسن و حسین را بر پای خود نشانده بود فرمود: این دو پسران من و پسران دختر من هستند، خدایا من دوستشان دارم، پس تو نیز دوستشان بدار، و دوست بدار کسی را که آنها را دوست دارد.[۲۴]

در حدیث دیگری نقل است که پیامبر(ص) در شأن امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرمود: «حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت‌اند»؛[۲۵] و نیز فرمود: «این دو فرزندم دو گل خوشبوی من از دنیا هستند؛»[۲۶] «حسن و حسین[۲۷] (یا این دو فرزند من)[۲۸] امام هستند خواه قیام کنند یا صلح کنند؛» «اگر عقل در مردی مجسّم می‌شد همانا حسن بود.»[۲۹]
دوران خلفای سه‌گانه

گزارش‌هایی درباره اعتراض امام حسن به خلفای ثلاثه وجود دارد . به عنوان نمونه سیوطی در تاریخ الخلفا آورده است: «روزی امام حسن در سنین کودکی بر ابوبکر وارد شد در حالی که وی بر فراز منبر سخن می‌گفت. حضرت بر او بانگ زد و با اعتراض بدو گفت: از منبر پدرم پایین بیا. ابوبکر در پاسخ گفت: به خدا راست گفتی، این منبر پدر توست نه پدر من.»[۳۰]

همچنین درباره حضور امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در جنگ‌های منتهی به فتح ایران اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در این جنگ ها حضور نداشته‌اند [۳۱] و گزارش‌هایی که بنابر آنها امام حسن در جنگ با ایرانیان حضور داشته، مبنای تاریخی استواری ندارند. با این حال در برخی از روایات تاریخی از حضور امام حسن(ع) در برخی جنگ‌ها سخن به میان آمده است.[۳۲]

در انتقال خلافت از عمر به خلیفه بعدی و تشکیل شورایی که در نهایت به انتخاب عثمان به عنوان خلیفه سوم انجامید، درخواست عمر از امام حسن(ع) برای حضور در این شورای شش نفره به عنوان شاهد، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ این امر از سویی به جایگاه اجتماعی آن حضرت به مثابه یکی از اهل بیت پیامبر(ص) اشاره دارد و از سوی دیگر، از موقعیت فردی وی نزد انصار و مهاجران خبر می‌دهد.[۳۳]

زمانی که عثمان، ابوذر را به ربذه تبعید کرد دستور داد کسی او را مشایعت نکند و با او سخن نگوید، و امر کرد مروان بن حکم او را از مدینه بیرون کند. به همین دلیل، هنگامی که ابوذر از مدینه بیرون می‌شد کسی جرأت همراهی او را نداشت؛ با این حال، امام علی(ع) و برادرش عقیل و حسن و حسین(علیهماالسلام) و عمار یاسر برای مشایعت او حاضر شدند و او را بدرقه نمودند.[۳۴]

در زمان شورش گروه‌های مردمی علیه خلیفه سوم، چنانکه در برخی روایت‌های تاریخی آمده است، امام علی(ع) برای حفظ اسلام بر آن بود تا از عثمان محافظت شود تا مبادا شورشیان پرحرارت، وی را به قتل رسانند. او به همین دلیل فرزندان خود را به خانه خلیفه وقت روانه کرد تا از سلامت وی اطمینان یابد؛ البته مقابله با شورشیان چندان دشوار بود که در نهایت عثمان کشته شد. گفتنی است اختلاف روایی در منابع این مبحث در ذکر جزئیات بسیار است.[۳۵]
در زمان امامت حضرت علی(ع)

امام حسن(ع) و امام حسین(ع) همراه پدرشان در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشتند.[۳۶]
جنگ جمل
نوشتار اصلی: جنگ جمل

هنگامی که ابوموسی اشعری فرماندار کوفه با فرستادگان امام علی(ع) برای مقابله با شورش داخلی (برپاکنندگان جنگ جمل) همکاری نکرد، امام علی فرزند خود امام حسن را به همراه عمار یاسر با نامه‌ای به کوفه اعزام کرد. آن حضرت با سخنرانی خود در مسجد کوفه توانست حدود ده هزار نفر را به میدان جنگ علیه ناکثین بکشاند.[۳۷]

امام حسن قبل از جنگ جمل سخنرانی کرد[۳۸] و امیرالمؤمنین وی را در این جنگ به میمنه (سمت راست) سپاه فرستاد.[۳۹] برخی گفته‌اند که در این جنگ، حضرت علی(ع) به محمد حنفیه فرمود: این نیزه را بگیر و جمل [منظور شتر عایشه است که عده بسیاری در مقابل آن کشته شدند] را پی کن. محمد حنفیه رفت و از شدت تیرباران بازگشت. پس از او حسن نیزه را گرفت و شتر را پی کرد.[۴۰]
جنگ صفین
نوشتار اصلی: جنگ صفین

در جنگ صفین هنگامی که امام علی(ع) رزم او را دید برای محافظت از جان او و برادرش حسین(ع)،دستور داد تا آنان را به عقب برگردانند. امام علی(ع) فرمود: «پسرانم را از جنگ باز دارید که از به خطر افتادن جان آن دو بیم دارم و می‌ترسم نسل رسول خدا(ص) قطع شود».[۴۱] در این جنگ، وقتی معاویه جنگیدن امام حسن را دید، کوشید تا وی را با وعده‌هایی از میدان به در کند. به همین منظور، عبیدالله بن عمر ـ فرزند کوچک خلیفه دوم را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن(ع) را با وعده خلافت از میدان به در کند. وقتی عبیدالله، امام مجتبی(ع) را مشغول کارزار دید، نزدیک رفت و گفت: «با تو کاری دارم». امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد. عبیدالله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید. امام با تندی فرمود: گویی می‌بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه‌ات بگریند. به زودی خدا بر زمینت می‌زند و جنازه‌ات را با صورت به خاک می‌کشد. عبیدالله به سوی خیمه‌گاه بازگشت. معاویه با دیدن حالت او، خود به جواب پی برد و گفت: "او پسر همان پدر است".[۴۲]

حضرت علی برای جلوگیری از وقوع فتنه و اختلاف بعد از جریان حکمیت، فرزندش امام حسن را فراخواند تا با سخنرانی و با بیان دلیل و برهان، واقعیت امر را بر مردم آشکار کند و امام حسن نیز چنین کرد.[۴۳]

نامه سی و یکم نهج البلاغه وصیت نامه اخلاقی معروف امام علی(ع) به امام حسن(ع) است که در بازگشت از صفین در منطقه‌ای به نام "حاضرین" نوشته شده است.
دوران امامت

امام حسن مجتبی(ع)، در شامگاه روز جمعه ۲۱ رمضان سال ۴۰ه‍.ق. که امام علی(ع) به دست ابن ملجم مرادی به شهادت رسید، مسئولیت هدایت و امامت مسلمانان را عهده‌دار شد و مردم کوفه گروه گروه با وی بیعت نمودند. وی کارگزاران و امرا را منصوب کرد و عبدالله بن عباس به فرمان وی زمامدار بصره شد.
دلایل امامت

امام حسن(ع):
«تقوا نهایت رضای الهی، سرآغاز هر توبه، سر هر حکمت و شرف هر کاری است.»
تحف العقول، ص۲۳۲.

حدیث «ابنای هذان امامان قاما او قعدا/این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند»[۴۴] از پیامبر(ص) دال بر امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است.

امام علی(ع) به فرزندش حسن وصیت نمود و حسین و محمد حنفیه و تمام فرزندان و سران شیعه و خاندان خویش را بر وصیت خود گواه گرفت آن گاه کتاب و سلاح را به حسن سپرد و به او فرمود: پسرم! رسول اکرم(ص) به من فرمان داده تا تو را وصی خود قرار دهم و کتب و سلاحم را به تو بسپارم همان گونه که رسول خدا(ص) مرا وصی خود قرار داد و کتب و سلاح خویش را به من سپرد و به من دستور داد به تو فرمان دهم هرگاه نشانه‌های مرگ را در خود دیدی این امانتها را به برادرت حسین بسپاری.[۴۵]
تعامل با معاویه
جنگ با معاویه

هنگامی که معاویه از شهادت امام علی(ع) با خبر شد و فهمید که مردم با فرزند وی بیعت کرده‌اند دو نفر را برای جاسوسی و تحریک مردم علیه امام حسن به بصره و کوفه فرستاد. امام حسن دستور داد هر دو را دستگیر و به کیفر رسانند. بین امام حسن(ع) و معاویه نامه‌هایی رد و بدل شد و در این نامه‌ها امام استحقاق خود به خلافت را ثابت کرد.[۴۶]

معاویه به بسیج لشکریان خود پرداخت و با نامه‌هایی به کارگزارانش از آنان خواست در جنگ با عراق وی را همراهی کنند. وی پیشروی خود به سوی عراق را آغاز کرد و خود شخصاً فرماندهی لشکریان را بر عهده گرفت و ضحاک بن قیس فهری را در پایتخت جانشین خود قرار داد. تعداد ۶۰۰۰۰ سرباز و به گفته‌ای بیش از این مقدار، معاویه را همراهی می‌کردند.[۴۷]

امام حسن(ع):
«بیاندیشید که‌اندیشه، زندگی دل انسان بینا و کلیدهای درهای حکمت است.»
مسند الامام المجتبی، ص۷۱۸.

امام حسن(ع)، حجر بن عدی را فرستاد تا امیران نواحی را فرمان دهد و مردم را به جهاد دعوت کند. دعوت‌شدگان، نخست سستی نشان دادند ولی سرانجام به راه افتادند.[۴۸] امام(ع)، قیس بن سعد بن عباده به سوی شام فرستاد و خود به مدائن رفت. لیکن هر روز حادثه تازه‌ای در اردو پدیدار می‌شد. یکی از روزها خبر دادند قیس را کشته‌اند. با پخش این خبر شورش در لشکریان برخاست. مردم به خیمه امام خود ریختند و آنچه در خیمه بود به غارت بردند، تا آن جا که زیرانداز را از پای او کشیدند و بدو حمله بردند و ران او را با کلنگی شکافتند.[۴۹]

امام حسن(ع) با دیدن چنین نافرمانی و بلکه گستاخیها، مقاومت را بی‌فایده دید. روشن بود که اگر در مخالفت با معاویه ایستادگی می‌کرد و به لشکر (اگر لشکری به گرد او می‌ماند) فرمان پیشروی می‌داد از مدائن نگذشته می‌گریختند. سرانجام امام حسن(ع) با معاویه پیمان صلح بست.[۵۰]
صلح با معاویه

امام حسن(ع):
«بخدا سوگند که آنچه ما را از جنگ با شامیان بازداشت نه شک بود و نه پیشیمانی، بلکه [قبلاً] جنگ ما با شامیان با سلامت [فکر] و پایداری بود، اما [اکنون] دشمنی، سلامت را ربود و بیتابی، پایداری را؛ و شما [کوفیان] در آغاز کارتان در صفین، دینتان را بر دنیاتان مقدم می‌داشتید، ولی امروز دنیاتان را بر دینتان مقدم می‌دارید.»
تحف العقول، ص۲۳۴.
نوشتار اصلی: صلح امام حسن

بَلاذُری می‌نویسد: معاویه سفیدنامه‌ای را که پایان آن مهر زده بود نزد حسن(ع) فرستاد تا آنچه خواهد بنویسد و او چنین نوشت:

    این صلحنامه حسن بن علی و معاویة بن ابی سفیان است، با او صلح می‌کند که ولایت مسلمانان را بدو بسپارد بدان شرط که:

    به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیرت خلفاء صالح رفتار کند.
    کسی را ولیعهد خود نسازد و پس از او کار با شورای مسلمانان باشد.
    مردم هر جا باشند بر جان و مال و فرزندان خود ایمن خواهند بود.
    معاویه نباید در نهان و آشکار غائله‌ای علیه حسن(ع) برپا کند و یا کسی از یاران او را بترساند.

    عبدالله بن حارث و عمرو بن سلمه بر این صلحنامه گواهند.[۵۱]

با شروط تعیین شده توسط امام حسن(ع)، در نیمه نخست سال ۴۱ق، معاهده صلح امضا شد[۵۲] ولی معاویه به رغم پذیرش آنها، در نخستین حضورش در کوفه -که برای ملاقات دو سپاه معین شده بود- با ایراد خطبه برای مردم، همه عهود خود را زیرپانهاده تلقی کرد. وی ضمن آنکه امام حسن(ع) را خواستار صلح معرفی نمود، به امام علی(ع) هم ناسزا گفت. امام حسین(ع) قصد پاسخ دادن کرد، اما برادرش او را بر حذر داشت و خود در خطبه‌ای، وصفی کلی از موضوع معاهده و پیشنهاد صلح معاویه را برای مردم شرح داد و سپس با بیانی شیوا در پاسخ به بی‌حرمتی به پدرش، به مقایسه اصل و نسب خود با معاویه پرداخت؛[۵۳] این عمل وی بسیار بر معاویه گران آمد.[۵۴]
پس از صلح تا شهادت

امام حسن بعد از صلح به مدینه رفت و در آنجا مرجعیت علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی داشت. ایشان در قبال معاویه و طرفدارانش در مدینه و دمشق موضع گرفت و با معاویه مناظراتی داشت که طبرسی آنها را در کتاب احتجاج آورده است.[۵۵]
شهادت
مرقد امام حسن مجتبی(ع) در قبرستان بقیع

بنا بر نقلی معاویه کسی را نزد جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد که من به تو صد هزار درهم می‌دهم و تو را به همسری پسرم، یزید، درخواهم آورد، به شرط آنکه حسن را زهر دهی. جعده امام را مسموم کرد و معاویه پول را به او داد[۵۶]؛ ولی او را به همسری یزید در نیاورد. به گفته ابن سعد مسمومیت امام نزدیک به چهل روز طول کشید.[۵۷]

ابن سعد به شهادت رساندن امام را به یکی از خادمان امام نسبت داده است.[۵۸] نیز بنا بر نقلی دیگر این کار به تشویق معاویه و به دست دختر سهیل بن عمرو، همسر دیگر امام، صورت گرفته است[۵۹] با توجه به شرایط آن دوران که معاویه امام حسن را سدی در برابر ولایتعهدی یزدید می‌دید، به نظر می‌رسد روایات مربوط به مسموم شدن امام توسط جعده بنت اشعث معتبرتر باشد.[۶۰]

بنا برخی اقوال امام پیش از شهادت چندین بار مسموم شده، اما از مرگ رسته بود.[۶۱] یعقوبی می نویسد: «امام حسن(ع) هنگام مرگ به برادرش حسین(ع) گفت: ای برادر من این سومین بار است که مسموم می‌شوم و مانند این بار مسموم نشده‌ام و من امروز می‌میرم پس هرگاه درگذشتم مرا با پیامبر خدا دفن کن چه هیچکس به نزدیکی او سزاوارتر از من نیست مگر آنکه از این کار جلوگیری شوی که در آن صورت نباید به اندازه حجامتی خون‌ریزی شود». [۶۲]

بنا بر مشهور، شهادت امام حسن در سال ۵۰ هجری قمری رخ داد.[۶۳] [۶۴]. بیشترین نقل‌ها درباره روز شهادت آن حضرت مربوط به روزهای آخر صفر[۶۵] و ۲۸ صفر[۶۶] است. روز هفتم صفر[۶۷] و حتی یکی از روزهای ماه ربیع الاول[۶۸] نیز به عنوان روزهای وفات آن حضرت ذکر شده است. به گفته مفید عمر آن حضرت در هنگام شهادت ۴۸ سال بود[۶۹] اما با توجه به اختلاف اقوال درباره تاریخ وفات، مدت عمر وی نیز اختلافی است [۷۰]

بنابر بیشتر منابع معتبر امام حسن علیه السلام با خوردن زهر به شهادت رسید.[۷۱] البته در برخی منابع غیرشیعی از مرگ طبیعی ایشان بر اثر بیماری سخن به میان آمده است. [۷۲]


وقتی امام حسین جنازه برادر را به سمت مرقد رسول خدا به حرکت در آورد تا با جد خویش تجدید عهد نماید، عایشه، مروان و همراهانش از طائفه بنی امیه [که می‌پنداشتند آنها قصد خاکسپاری وی کنار قبر پیامبر(ص) را دارند] مسلح به پیش آمدند که مانع دفن وی کنار پیامبر(ص) شوند. چیزی نمانده بود که میان بنی هاشم و بنی امیه درگیری ایجاد شود که ابن عباس مانع درگیری شد. بدین ترتیب، جنازه امام حسن را به بقیع انتقال داده و در جوار جده‌اش فاطمه بنت اسد، به خاک سپردند.[۷۳]

ابوالفرج اصفهانی گزارشی را نقل می کند که در آن عایشه بر استری سوار شده و مانع دفن امام حسن(ع) در کنار پیامبر(ص) می‌شود. بر همین اساس به وی گفتند روزی بر قاطر سوار شدی و روزی بر جمل [۷۴]
ویژگیها و فضایل
نوشتارهای اصلی: اهل البیت علیهم السلام، اصحاب کسا، مباهله، آیه تطهیر، و حدیث ثقلین

امام حسن شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(ص) درخوی، رفتار و سیادت بود.[۷۵] از پیامبر(ص) نقل شده است که خطاب به وی فرمود:‌ای حسن، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق (سیرت و رفتار) شبیه من هستی.[۷۶]

امام حسن(ع) یکی از اصحاب کسا است[۷۷] و پیامبر(ص) در جریان مباهله، او و برادرش امام حسین، حضرت علی و فاطمه(س) را نیز به فرمان خدا، همراه خویش برد.[۷۸] آیه تطهیر فضیلتی بزرگ برای وی و سایر اهل بیت(ع) است.[۷۹]

امام حسن(ع) ۲۵ بار پیاده به حج رفت و سه بار مالش را در راه خدا تقسیم کرد به طوری که کفشش را بخشید و دمپایی را برای خویش نگه داشت.[۸۰]
مطالعه بیشتر

    زندگانی امام حسن(ع)، باقر شریف القرشی، ترجمه فخرالدین حجازی، انتشارات بعثت.
    رسول جعفریان حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان.
    عاملی، جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)، ترجمه محمد سپهری، انتشارات دفتر تلیغات اسلامی حوزه علمیه قم


پورتال وی وی تو - VV2.ir